عکسنوشته

به خدا بعدِ تو یک
لحظه نخندید دلم

دائما از تو و از
حال تو پرسید دلم

گرچه گفتند ز خیرش
بِگُذر قسمت نیست
هرگز از بندِ تو
آزاد نگردید دلم..✋
دیدگاه ها (۰)

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

مارا پس از این خزان بهاری دگر است..

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

LESSON

جاده بی راهه

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

فقط ۱۶ سالمه… ولی بعضی روزها احساس می‌کنم از صد تا پیرمرد خس...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p88چشم‌های مشکی جیمین رو دید.نفسش آروم‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط