عاشق لعل شکربار توام

عاشق لعل شکربار توام
فتنهٔ زلف نگونسار توام

هیچ کارم نیست جز اندوه تو
روز و شب پیوسته در کار توام

بر من بی دل جهان مفروش از آنک
کز میان جان خریدار توام

تو چو خورشیدی و من چو ذره‌ام
کی من مسکین سزاوار توام
دیدگاه ها (۰)

Attar-050705

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

عاشٖق لعل شکربار توام فتنهٔ زلف نگونسار توام هیچ کارم نیست ج...

🍃 عاشق لعل شکربار توامفتنهٔ زلف نگونسار توام.هیچ کارم نیست ج...

جانا حدیث شوقت، در داستان نگنجدرمزی ز راز عشقت، در صد بیان ن...

دل ، درد تو یادگار داردجان ، عشق تو غمگسار داردتا عشق تو در ...

عاشقانه

جوانی کردم اندر کار جانانجوانی کردم اندر کار جانانکه هست اند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط