از باغ می برند چراغانی ات کنند...

از بــاغ مــیــبرنــد چــراغــــانــــی ات کنند
تا کـــــاج جشـــــنهای زمستانی ات کنند
کوتاه‌بین ها تو را کتاب‌خوان نمی خواهند، زیر کوه آرایش می‌خواهند.
آنها تو را اهل فکر، اهل دغدغه اجتماعی و اهل تاملات عقلانی نمی‌خواهند، تو را غرق فکر به این و آن، حرف‌های خاله زنکی و پوچی می‌خواهند.
آنها تو را فاطمه نمی‌خواهند، فتانه می‌خواهند.
و تمام این خواست‌های آنها بر می گردد به دلخواهشان، به لذت بردنشان؛ آنها از تو بهره می‌خواهند و خدا بی نیاز از تو، تو را پر ثمر می‌خواهد.
پ‌.ن: نگاره ثبت شده در کافه دکان، بهمن ۱۴۰۲.
#زن
#خانواده
دیدگاه ها (۱)

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست شاید بهانه‌ایست که قربانیت کنند...

بسم الله الرحمن الرحیم زندگی با کنترل کردن زیبا نمی شود. هیچ...

مافیای من — قسمت ۱۷مردی که نباید برگشته باشدراهرو برای چند ث...

بسم الله الرحمن الرحیم وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش دوم)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :هرگز خود را متهم نسازید...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط