{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همـه را غیـرِ تـو ای کاش رهـا می کردم

همـه را غیـرِ تـو ای کاش رهـا می کردم
کاش یک بـار فقط کـارِ بـه  جا می کردم

پیش من بودی و من بودم و تو، بایستی
حق لب هـای تـو را خـوب ادا می کـردم

در من انگار کسی میل به آغوشت داشت
عقل می گفت حرام است و حیـا میکردم

بـایـد از جـاده ی زیبـای تنت  می رفتـم
راه را کـاش کـه از چـاه سـوا  مـی کـردم

عطرت افتـاد بـه جانـم!! تو نمی دانی که
در خیالم چه گذشته ست، چه ها میکردم

کاش پیچک شده بودم به تو می پیچیدم
جایش امـا همـه ی عمـر صفـا می کردم

هـرچه بـاریدم و گفتم تـو فقط خندیدی
داشتم سفره ی دل پیشِ تـو وا می کردم

#عاشقانه
هانیه_بهرامی
#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۰)

LESSON

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۷: شب اول، بدون تاج و تختخونه‌ی ساحلی کوچ...

پارت پانزدهم (MISOO) نمیدونم چند روز از زمان آواره شدنم تو ک...

رمان خبره ممنوعه پارت پنجم 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط