{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ترد شده من

#ترد شده من
پـــــــارتـــــــــــــــــ ۱۳
سوآ: آخ عمو چرا من را میزنید هق هق .
م خ.ن :ای وای عزیزم چرا این دختر بیچاره را میزنید این پسره یهو از ناکجا آباد پیداش شد .
دست پدر جین بالا آمد ولی این بار جین بود که سیلی محکمی زد.
م خ .ج :آخخخخخ پسره ی دیونه چیکار می‌کنی .
جین :با همه هستم تا وقتی من زنده ام کسی حق ندارد به جیمین حرف بزنه با اذیتش کنه(عصبی و داد)
ویوی جیمین ،
داشتم آماده میشدم که از حقم دفاع کنم که با آن صحنه مواجه شدم و بعدش هم حرف های رییس خیلی شوکه کننده بود ولی اون عصبانیت و اون چهره ترسناک دیگه نقش بازی کردن نبود ( نویسنده :چیزی نیست پسرم عاشقه عاشق شما)
جیمین :ریـ... جین بس کن داری زیاده روی می‌کنی .
پدر جین:پسرم حق با جیمینه.
جین:آه باشه تمامش میکنم .
که سوآ یک سیلی محکم به جیمین زد و گفت:به خاطر تو عوضی جین داره ترکم می‌کنه (عصبی و داد)
جیمین:بس کن دیگه (داد)
ویوی جین :آمدم به حساب سوآ برسم که با صدای جیمین مواجه شدم .
سوآ:خفه شو هر//زه کوچولو .(هر چی دلتون خواست به سوآ ی داخل فیک بگین)
جیمین :خودت خفه شو و من اگه جای تو بودم دیگه چیزی نمی گفتم .
سوآ:چرا
که جین میزنه تو گوش سوآ.
جین :به این دلیل .
که سوآ و مادر خوانده جین میرم بیرون و پدر جین هم بعد از خداحافظی می‌ره .
جین:جیمین حالت خوبه(نگراننننن)
جیمین :بله من خوبم .
جین: ببخشید بابت امروز.
جیمین :مشکلی نیسـ‌ــــ...
ویوی جیمین،
داشتم حرف میزدم که چشمام سیاهی رفت و افتادم روی زمین .
جین:جیمین ... جیمین حالت خوبه (نگراننننن و مضطرب )
ویوی جین،
داشتیم حرف می‌زدیم که جیمین از هوش رفت و منم به جیسون گفتم تا از نامجون بیاد و جیمین را بغل کردم و بردم اتاقم .
نامجون :به این بچه زیادی فشار آمده .
جین :چییییی چطوری .
نامجون : ....
حمایتــــــــــــ^ ممنونــــــــــ~ قشنگمــــــــــــــــ`°
‌(⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠❤‌
اینم بخاطر اسرار یک نفر ولی پارت بعد را اگر لایت ها را به ۷ نرسونید پارت بعد را نمی زارم .
دیدگاه ها (۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط