{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم رمان : دختری که قرار نبود قوی بشه

اسم رمان : دختری که قرار نبود قوی بشه


( پارت ) ۱۷



(ویو اتاق آزیتا)

( ویو لیا )

همه ی بدنم درد میکنه از آبجیم توقع نداشتم این کارو با من بکنه دیگه ازش بدم میاد ازش متنفر شدم انتقاممو ازش میگیرم


بیتا: لیا این چه کاری بود کردی( عصبانی )

لیا: تو که نمیدونی رفته چه غلطی کرده

بیتا: هرکاری که کرده بو تو ربطی نداره دوست داشته

لیا: به من ربطی نداره خواهرمه نباید بزارم هرکاری دلش خواست بکنه اونم با پسر مردم


بیتا: دیگه از چشمم افتادی

لیا: به درک

بیتا: باشه خودتو بهم نشون دادی

لیا: چیه خوشت نمیاد پس برا چی باهام دوستی

بیتا: دستت درد نکنه این نشد دوستی

لیا : من همینم
بیتا : تا همین دیروز به زور جواب سلام می‌دادی
لیا: فکردی خودم دوست داشتم
تا دیروز جواب کسی رو نمی دادم لال میشدم مثله بز فقط میرفتم میو مدم همه اذیتم میکردن همه تحقیرم میکردن همه مسخرم میکردن فکردی دوست داشتم نه خیلی عذاب دیدم خیلی درد کشیدم خیلی غرورم زیر پای دیگران خورد میشد
من دوسش دارم که این کارو کردم

بیتا: پس چرا این جوری ( داد)
با کتک زدن که چیزی درست نمیشه با فش دادن که چیزی درست نمیشه ( داد)

اون با تو خیلی فرق داره می فهمی برا چی زدیش هاا( داد)
خوب گناه داره اون بدبخت هم که کبودش کردی

لیا: گریه شدید

آزیتا : با گریه کردن چیزی درست نمیشه بلد شو برو ازش معظرت خواهی کن

بیتا: بلد شو خواهر گریه نکن

لیا: متاسفم ( گریه شدید )

بیتا : اشکال نداره یه حادثه بود

بیتا: بد دلشو شکستی

( ویو لیا)

همین طور که داشتم گریه میکردم بلد شدم و رفتم سمت آوا بغلش نشستم بد جور داشت گریه میکرد همه لباسش خاکی شده بود همین طور که داشتم با خودم حرف میزدم رفتم که آوا رو بغلش کنم محکم با مشت زد به سینم جیغ بنفش کشیدم که آزیتا و بیتا اومدن طرف ما

آوا: دیگه ازت خوشم نمیاد تو دیگه خواهرم نیستی( گریه شدید)
ازت متنفر شدم

لیا: نه لطفا ( گریه )

آوا : من جز تو کسی رو نداشتم هیچ کس نداشتم دلم به تو خوش بود ( گریه شدید )

بیتا : بس دیگه ( عربده )

بیتا: یکم خجالت بکشید
شما دوتا کی میخواهید بزرگ بشید ها ( داد)

بیتا: از سنتون خجالت بکشید تا کی میخواهید طولش بدین تمومش کنید بره

آزیتا : ( جیعععععععععغ)

آزیتا: خو...ن

بیتا: کووووو

آزیتا: لیا بد...نت

یه نگاهی به بدنم کردم کل بدم خونی شده بود از اونجایی که سینم زخمه بدی روش بود و آوا هم از شدت عصبانیت محکم زد بهم بد تر شد

آزیتا : خونننن ( جیععععغ)

بیتا: وای کرشدم

آزیتا : جیععععغ

بیتا: بابا یکی اینو خفه کنه

آزیتا : جیععععععغ

بیتا : جیعععععغ

لیا: تو چرا جیغ میزنی ( بی حال )

بیتا: خونت چرا سرخه

بیا: شما به بزرگی خودت ببخش

آزیتا : جییییغعععععععغ

بیتا : بابا یکی اونو ببره بیرون الان غش میکنه
دیدگاه ها (۲)

اسم رمان:دختری که قرار نبود قوی بشه ( پارت) ۱۸( ویو دکتر ) (...

( پارت ) ۱۹ویو لیابعد از مدتی کوتاه به طرف عمارت حرکت کردیم ...

اسم رمان: دختری که قرار نبود قوی بشه ( پارت شانزدهم ) ( وی...

اسم رمان : دختری که قرار نبود قوی بشه پارت پانز دهم صدای در ...

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part18«ویو فردا»- لیا ...+جانم-بیدار شو +بیدارم-...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

P10 .MY GOOD MISTAKE.

پارت معرفی. نکته : این داستان هیچ شباهتی به واقیت ندارد و. فقط تخیلات نویسنده هست

عمارت بلک وود

p1ویو یونا:ساعت10شب بود دوهیون و سوآ توی اتاقشون بودن منم دا...

دینگ میخوام کثبگم میتونی رد کنیگاهی اوقات همه چیز خیلی سخت و...

چند پارتی درخواستی

" ویو لیا "به کوک نگاه کروم اونم داشت نگام میکرد باورم نمیشه...

کپشن چک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط