{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حاج آقا در راه بازگشت از حج بود

حاج آقا در راه بازگشت از حج بود

که در خيابان کودک فقيري را ديد که غذايش را با سگی گرسنه تقسيم ميکند
نزدیک رفت و پرسيد :
چرا غذايت را به اين حيوان نجس ميدهی ؟

کودک سگ را بوسيد و گفت :

از نظر من هيچ حيوانی نجس نيست
اين سگ نه خانه دارد نه غذا دارد هيچ کس را ندارد اگر من کمکش نکنم ميميرد

حاج آقا گفت :
سگ بی خانمان در همه جا وجود دارد آيا تو ميتوانی همه آنها را از مرگ نجات دهی ؟
آيا تو ميتوانی جهان را تغيير دهی ؟

پسر نگاهی به سگ کرد و گفت :
کاری که من برای اين سگ ميکنم تمام جهانش را تغيير ميدهد.
دیدگاه ها (۳)

مردی در راه بازگشت از حج بود کهدر خيابان کودک فقيري را ديد ک...

مردی در راه بازگشتبه خانه بود کهدر خیابان کودک فقیری را دید ...

مردی در راه بازگشت به خانه بود کهدر خیابان کودک فقیری را دید...

#وفاداری

مردی در راه بازگشت به خانه بودکه در خیابان کودک فقیری را دید...

🧚‍♀️مردی در راه بازگشت به خانه بود که در خیابان کودک فقیری ر...

مردی در راه بازگشت به خانه بود که در خیابان کودک فقیری را دی...

مردی در راه بازگشت به خانه بود که در خیابان کودک فقیری را د...

دانلود کتاب دهکده پر ملال - نویسنده امین فقیری

🍒🍃چیست دریا؟چشم پر اشک زمیندر نگاهش آرزویی ته نشین آرزوی پا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط