سناریو بی تی اس، درخواستی

سناریو بی تی اس، درخواستی
وقتی هی سینتو به رخش میکشی
دارم ذوب میشم از خجالت با این موضوع های مثبتتون

نامجون: ات بزار برسیم خونه باهات کار دارم

جین: دیگه نمیزارم لباس تنگ بپوشی چون بغیر من بقیه هم سینتو میبینن

شوگا: با دارایی هام چیکار میکنی ها

جیهوپ: خب عشقم هورنی شدی بهم بگو که نیازتو برطرف کنم

جیمین: ات بهت گفته بودم چقد بدن خوبی داری
مخصوصا بالا تنت؟

تهیونگ: آخه زن چرااا وقتی میایم مهمونی تو باید شیطونیت فعال شه الان من با این پایینیه چیکار کنم با.؟

جونگکوک: بهت پی ام میده بیا اتاق میری، که اونجا کارتو میسازه.

عایششش دارم از خجالت میمیرم که اینارو نوشتممم خدا منو محو کن
دیدگاه ها (۱۲)

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

Custom bride part : ۱۵

فصل دو ( چرا من؟)پارت ۳🎀😐ات: اقای×× و تهیونگ چرا نمیاین؟؟ اگ...

scenario

(دو مافیا) پارت ۳

بادیگارد من

p4وقتی رفتم خونه مهناز،یونجی و یورنا با سرعت زیاد اومدن پیشم...

پارت ششجیمین وقتی این حرکت منو دید جلو من واستاد و نزاشت الک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط