به تو دستمیسایم و جهان را درمییابم
به تو دستمیسایم و جهان را درمییابم
به تو میاندیشم
و زمان را لمسمیکنم
معلق و بیانتها
عریان
میوزم ، میبارم ، میتابم
آسمانم
ستارهگان و زمین
و گندمِ عطرآگینی که دانهمیبندد
رقصان
در جانِ سبزِ خویش
از تو عبورمیکنم
چنان که تُندری از شبـ
میدرخشم
و فرو میریزم
احمد شاملو
به تو میاندیشم
و زمان را لمسمیکنم
معلق و بیانتها
عریان
میوزم ، میبارم ، میتابم
آسمانم
ستارهگان و زمین
و گندمِ عطرآگینی که دانهمیبندد
رقصان
در جانِ سبزِ خویش
از تو عبورمیکنم
چنان که تُندری از شبـ
میدرخشم
و فرو میریزم
احمد شاملو
- ۳۲۰
- ۰۵ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط