{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو دست می سایم و جهان را در می یابم

به تو دست می سایم و جهان را در می یابم

به تو می اندیشم

و زمان را لمس می کنم

معلق و بی انتها

عریان

می وزم،می بارم،می تابم

آسمان ام

ستارگان و زمین

وگندم عطر آگینی که دانه می بندد

رقصان

در جان سبز خویش

از تو عبور می کنم

چنان که تندری از شب

می درخشم

و فرو می ریزم

احمد شاملو
دیدگاه ها (۱)

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کندبلبل شوقم هوای نغمه‎خوانی می...

یاد من باشد فردا دم صبحخواب را ترک کنم ،  زودتر بر خیزمچای ر...

دلم تنگ است از این دنیا چرایش رانمی دانم من این شعر غم افزا ...

گرچه چون موج مرا شوق زخود رستن بودموج موج دل من تشنه ی پیوست...

به تو دست می سایم و جهان را در می یابمبه تو می اندیشمو زمان ...

به تو دست می سایم و جهان را در می یابم به تو می اندیشم و زما...

به تو دست می سایم و جهان را در می یابمبه تو می اندیشمو زمان ...

به تو دست می سایم و جهان را درمی یابم،به تو می اندیشمو زمان ...

به تو دست می سایم و جهان را در می یابمبه تو می اندیشمو زمان ...

به تو دست می سایم و جهان را در می یابمبه تو می اندیشمو زمان ...

به تو دست می‌سایم و جهان را درمی‌یابم،به تو می‌اندیشمو زمان ...

به تو دست می‌سایم و جهان را درمی‌یابم،به تو می‌اندیشمو زمان ...

به تو دست‌می‌سایم و جهان را درمی‌یابمبه تو می‌اندیشمو زمان ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط