{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو دست می‌سایم و جهان را درمی‌یابم،

به تو دست می‌سایم و جهان را درمی‌یابم،
به تو می‌اندیشم
و زمان را لمس می‌کنم
معلق و بی‌انتها
عُریان.

می‌وزم، می‌بارم، می‌تابم.
آسمانم
ستارگان و زمین،
و گندمِ عطرآگینی که دانه می‌بندد
رقصان
در جانِ سبزِ خویش.

از تو عبور می‌کنم
چنان که تُندری از شب

می‌درخشم
و فرومی‌ریزم

احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

ز عشق آغاز کنتا نقش گردون را بگردانیکه تنها عشق سازدنقش گردو...

پاییز جان!چه سرد ،‌ چه درد آلود چون من تو نیز تنها ماندستی ا...

🌸 آذر آخرین دختر پاییز🍂 با لباسی از جنس مهر🌸 و عشقی که به یا...

اولین روز آذرماهتون به‌شادی🌸 امیدوارم🌸 دلخوشی وشادی مهمون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط