{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو دست می سایم

به تو دست می سایم
و جهان را در می یابم
به تو می اندیشم
و زمان را لمس می کنم
معلق و بی انتها
عریان.

می وزم، می بارم، می تابم
آسمان ام
ستارگان و زمین
و گندم عطر آگینی که دانه می بندد
رقصان
در جان سبز خویش.

از تو عبور می کنم
چنان که تندری از شب
می درخشم
و فرو می ریزم.



#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

r

r

در شب کوچک من، افسوسباد با برگ درختان میعادی دارددر شب کوچک ...

محبت زیادی همیشه آدم ها را خراب میکنه گاهی آدم ها میروندنــه...

تکاپو پارت 53: میانه ی آتش و اعتراف🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍سکوتِ اتاق، با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط