{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یارم تویی به عالم یار دگر ندارم

یارم تویی به عالم یار دگر ندارم
تا در تنم بود جان دل از تو برندارم
دل برندارم از تو وز دل سخن نگویم
زان دل سخن چه گویم کز وی خبر ندارم
دارم غم تو دایم با جان و دل برابر
زیرا که جز غم تو چیزی دگر ندارم
هر ساعتی فریبم دل را به عشوه تو
گویی که عشوه تو یک یک ز بر ندارم
گفتی که صبر بگزین تا کام دل بیابی
صبر از چنان جمالی نشگفت اگر ندارم
صبرم چگونه باشد از عشق ماهرویی
کاندر زمانه کس را زاو دوستر ندارم
دیدگاه ها (۱۷)

دقتت کم میشود وقتی که عاشق میشویبیـخیال خنــده و کــشف حــقا...

چند جرعه غزل بود و منو حسرت دیدارهم صحبت من جای تو شد عکس به...

در سکوت این خانه تو را می خواهم روی آرامش یک شانه تو را می ...

‌ ‌ عهد کردم عاشقانه سرنهم درپای عشق.زندگی یعنی نشستن باتودر...

Attar#050622

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگویچون ترا از دل من نیست خبر هی...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

یارم تویی به عالم، #یار دگر ندارمتا در تنم بود جان، دل از #ت...

یارم تویی به عالم یار دگر ندارم تا در تنم بود جان دل از تو ب...

یارم تویی به عالم، یار دگر ندارم،تا در تنم بود جان، دل از تو...

چه خوش باشد که دلدارم تو باشی انیس و مونس و یارم تو باشیدل پ...

چه خوش باشد که دلدارم تو باشی انیس و مونس و یارم تو باشیدل پ...

چه خوش باشد که دلدارم تو باشی انیس و مونس و یارم تو باشیدل پ...

چه خوش باشد که دلدارم تو باشی انیس و مونس و یارم تو باشیدل پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط