{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب خندان تو برق چشمان تو

لب خندان تو برق چشمان تو
برده قرار از دل عاشق زارم
با من بی نوا بیش از اینم جفا دگر مکن یارم
ای گل ارغوان
همچو سرو چمان
ای در شب تار من روشنایی
بت چین و ختن
روح و جانی به تن 
دل میربایی
آتش زده ای بر دل 
وای از من و اه از دل
زندگی بی تو شده بیحاصل
دل شده مجنون چه کنم با دل
مستم زنگاه تو
زان چشم سیاه تو
همه دم افتاده به چاه تو 
صنما سرگشته راه تو
از عشقت آرام جان
شده ام شیدای زمان
من ز سودای وصل تو 
گشته‌ام رسوای جهان
رفت از دستم اختیار 
بردی از من صبر و قرار 
در شب و روز تار من
مه و خورشیدی ای نگار
آتش زده‌ای بر دل
وای از من و آه از دل
زندگی بی تو شده بی حاصل
دل شده مجنون چه کنم با دل
مستم زنگاه تو
زان چشم سیاه تو
همه دم افتاده به چاه تو 
صنما سرگشته راه تو
دیدگاه ها (۱)

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

ترانه عشق

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

### ⛓️ پارت ششم: دو رو از یک سکهسقوط... فقط باد سرد بود و سی...

📖 آکادمی آستریاپارت اول | «دختری از آب و یخ»هیچ‌کس نمی‌دانست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط