لب خندان تو 

لب خندان تو 
برق چشمان تو
برده قرار از دل عاشق زارم
با من بی نوا بیش از اینم جفا دگر مکن یارم
ای گل ارغوان
همچو سرو چمان
ای در شب تار من روشنایی
بت چین و ختن
روح و جانی به تن 
دل میربایی
آتش زده ای بر دل 
وای از من و اه از دل
زندگی بی تو شده بیحاصل
دل شده مجنون چه کنم با دل
مستم زنگاه تو
زان چشم سیاه تو
همه دم افتاده به چاه تو 
صنما سرگشته راه تو

از عشقت آرام جان
شده ام شیدای زمان
من ز سودای وصل تو 
گشته‌ام رسوای جهان
رفت از دستم اختیار 
بردی از من صبر و قرار 
در شب و روز تار من
مه و خورشیدی ای نگار
آتش زده‌ای بر دل
وای از من و آه از دل
زندگی بی تو شده بی حاصل
دل شده مجنون چه کنم با دل
مستم زنگاه تو
زان چشم سیاه تو
همه دم افتاده به چاه تو 
صنما سرگشته راه تو
دیدگاه ها (۳)

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

ترانه عشق

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

### ⛓️ پارت ششم: دو رو از یک سکهسقوط... فقط باد سرد بود و سی...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 3#لینو #فیکشنساعت ۲ بامداد ـ عمارت ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

dark life = 24

پارت چهارم ویو ات توی ماشین ! الا و لارا سوار ماشین ات شدن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط