{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک ساعته که ندیدمت. این یعنی فاجعه. شاید واسه تو به یه چش

یک ساعته که ندیدمت. این یعنی فاجعه. شاید واسه تو به یه چشم به هم زدن گذشته ولی واسه من یک ساعته. میدونی یک ساعت یعنی چی؟ یعنی شصت دقیقه. یعنی سه هزار و شیشصد ثانیه. و این واسه منی که یه لحظه از خیال تو دور نبودم خیلی زیاده. باشه، قبول. من به تو خیلی وابسته ام شاید هم این دوست داشتن های بیش از اندازه من تو رو اذیت میکنه. ولی باور کن دست خودم نیست.

دست خودم نیست که نمیتونم از تو دور باشم. و حالا همین یه ساعت.... خودم میدونم تموم حرفام بی فایده است. خودم میدونم تو برگشتنی نیستی. خودم میدونم تموم پل ها پشت سرمون خراب شده. میدونم. ولی باور کن این امتحان سختیه. تو نباید با رفتنت امتحانم می کردی. حالا یک ساعت و چند دقیقه از رفتنت گذشته و من می خوام برگه امتحانمو سفید تحویل بدم. قبول، تو بردی. حالا اگه میشه برگرد.

#رادیو_هفت_انقضا_ندارد : ) :
دیدگاه ها (۲۵)

سرنوشت(ویو رایا)چند ساعت گذشته بود و شوگا هنوز برنگشته بود.ر...

خب... دوباره مدرسه شروع شد.میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین ...

اگه چک نکنی شب میام بالا سرت..دیگه تمومه..یعنی ادامه دادن ای...

چقدر قشنگ میخونه شادمهر

part61. . یونجون چشماشو بست و آه عمیقی کشید فلش بک*با رسیدن ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۲ | «مقصد کجاست؟...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

پارت ۱۶ساعت ۷ و ۲۶ دقیقه عصر_یونگی:و بعد اصلحه ام رو دراوردم...

پارت 43 رمان عشق مدرسه ای ات: باشه حالا توهم و دوباره ات و ه...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط