{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم میخواست بهش بگم هنوزم دوسش دارم...

دلم میخواست بهش بگم هنوزم دوسش دارم...
که هنوزم براش میمیرم...
بگم هنوز تصویر اون ژستی که گرفته بود تو اون عکس لعنتیه قدیمیش، یادمه
همون که با دیدنش گفته بودم "تف به اون دستی که ازت عکس گرفته"...اما نتونستم بگم...نه اینکه نخوام،نتونستم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۳۱ سال بعد_ساعت ۶ و ۱۳ دقیقه عصر_جیمین:الان حدود یک سا...

@nphotography

#تکپارتی_سونگمیندلم میخواست با تمام وجود بغلش کنم و بهش بگم:...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

دوستان بندح یک شوهر داشتم خیلی با هم رفیق بودیم از تو اتک بودش و کپشنو بخون

ادامهدامیان:انی من میرم پیش دمیتروسانیا:باش ولی داداشت دیشب ...

____[The Forbidden Crossing]____

سناریو کازتورا پارت۱

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط