{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#منطقه_ممنوعه_عشق

#منطقه_ممنوعه_عشق
پارت:26

جونگکوک:همه رو عاشق خودت کردی که!
به سرفه افتادم و دماغم مثل چی می‌سوخت.
ات:د...دماغم میسو....زه
بلند خندیدو زیر چونمو گرفت.
جونگکوک:انگار سرتو گذاشتن رو شعله گاز قرمز شدی(خنده)
ات:رو آب بخندی همش تقصیر توعه.عادت داری تو مواقع نا موقع سرراهم سبز بشی.
دستشو زیر ب غلم برد و گذاشتم رو کاشی های مرمر کنار آب.
ات:چیکار میکنی؟.
دستشو زیر آب برد و صورتم شست.
جونگکوک:همه ی اجزای دماغت زده بیرون.
چشام گرد شد.
دوباره گند زدم خدا لعنتت کنه جئون جونگکوک که باعث میشی با کارات گند بزنم تو همه چی.
ات:جونگکوک!
جونگکوک:جان جونگکوک.
نگاهمو به چشم هاش دوختم چرا یهو از ارباب به بهترین دوست تبدیل شد؟
ات:م...میگم ا...ازم خوشت م...میاد؟
چن لحضه تو چشام نگاه کرد.
بعد روشو ازم گرفت و به در دانشگاه دوخت.
جونگکوک:چی فکر کردی؟اینکه باهات صمیمی رفتار کردم ینی دوست دارم؟چقد خنگی!من فقط دلم برات میسوزه تاحالا تو اینه به قیافت نگاه کردی؟اصلا قیافه داری؟اینهمه آیدل اینهمه دختر خوشگل بهم دل باختن!من عاشق تو بشم؟آخه به چه دلیل؟قیافه داری!نداری!هیکل داری!نداری!حتی اخلاقتم گنده. باهات خوب رفتار کردم پسر خاله شدم ولی من عاشق تو نمیشم!
تموم این مدت اشکام جاری شد‌..
ات:ببخشید مقصر من هستم.که فکر میکنم آدمی مثل تو از احساسات چیزی میفهمه.
بلند شدم و از اونجا دور شدم.
دیدگاه ها (۰)

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:85اومد جلو...دستامو گرفت...-س...

BTS Reaction | جرئت حقیقت وقتی جرئت می‌کنی بهشون بگی «اگه جر...

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

پارت ۲۱ — «انتقام جونگکوک»رها هنوز پشت مبل قایم شده بود.رها:...

سناریو جونگکوک

Destiny part 21

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

قسمت ۲۵ — «هدف بعدی» 🖤ات چند ثانیه فقط به آخرین صفحه خیره ما...

سناریو قفل آبی پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط