{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
بابا داشت روزنامه میخوند
بچه گفت: بابا بیا بازی!
بابا که حوصله بازی نداشت
یک تیکه از روزنامه رو که نقشه دنیا بود
رو تیکه تیکه کرد و گفت :
فرض کن این  پازله…! درستش کن!
چند دقیقه بعد بچه درستش کرد
بابا، باتعجب پرسید:
توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟!
بچه گفت: آدمای پشت روزنامه رو  درست کردم …
دنیا خودش درست شد


.
💖 فالو‌ کنید و خاصترین عکس ها و کپشن هارو دنبال کنید🌹
دیدگاه ها (۱)

پارت 38رمان عشق مدرسه ای ویو صبح اردو: لیسا: ( خمیازه) صبح ب...

برده عمارت جئون

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

بچه نون و کراپ کوتاه😳💋این دوتارو!!!به هم سلام کردم ایندفعه🥹😭...

گل خونی پارت  38- چرا من  من بگم تو چرا قبول کردیتهیونگ و شو...

وقتی بچتون گم میشه P³با یکم سردی گفت *عزیز دلم بازم باید حوا...

part: 3از زبان دازایرسیدیم به اتاق یوسانو یوسانو : همون دختر...

تکپارتی وقتی حامله ای

روانشناسی رابطه عاشقانه های شبنم

ا.ت هاروچیو رو دید و متوجه شد که اون قفل ها رو شکوندهاز ترس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط