{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت  38

- چرا من  من بگم تو چرا قبول کردی

تهیونگ و شوگا داشتن به کیوتیه اینا میخندیدن

& خب منم میخواستم بریم ولی اینا فهمیدن

#  چی خب غلط ها

+ خب ولش کن بریم غذا بخوریم من مردم از گشنگی

# باشه بابا بریم

بچه ها رفتن غذا خوردن تموم شد جونگکوک داشت ظرف هارو جمع میکرد که ببره بشوره جیمینو شوگا روی کاناپه نشسته بود توی بغل هم تهیونگ هم رفته بود توی اتاق که دستگاه بازی رو بیاره  بعد اینکه اورد رفت پیش جونگکوک و بغلش کرد از پشت

+ بیبی خسته شودی بزار من بشورم

- نه ددی خودم میشورم

+ چرا میخوای پیش جیمین بخوابی بیا پیش خودم اگر بری پیشش بخوابی من خوابم نمیبره بچه

- ددی فقط همین یک شب دیگه

+ باشع بیبی ولی دیگه نمیزارم کنار کسی بخوابی حتی تنها

- باشه ددی

& تهیونگ بیا دیگه بعدا هم میتونی عشق بازی کنی

+ باشع امدم

+ بیبی کوچولو ظرف هارو شستی بیا پیشم

- باشع

تهیونگ جونگکوک رو یه بوس سریع کردن و رفت  جونگکوک چند دقیقه بعد امد  کنار جیمین نشست که با هم حرف بزنن که اونا هم بتونن بازی کنن

+ بیبی کوچولو چرا اینجا نشستی بهت چی گفتم گفتم بیا پیش خودم بشین

-  اخه شما داری  بازی میکنین منم میخوام با دوستم حرف بزن

+ نمیخواد زود بیا اینجا پیش خودم

- باشع بزار یک چیزی بهش بگم

+ نمیخواد گفتم شب موقع خواب بهش بگو

- باشه بابا

جونگکوک رفت پیش تهیونگ نشست

- اجازه میدین که برم میوه بیارم

+ باشع برو ولی زود بیا

# تهیونگ چقدر حساسی انقدر گیر نده بهش

+ تو گیر نمیدی نمیشه که من گیر ندم

# من برای چیز های کوچیک چیر نمیدم

جونگکوک رفت میوه هارو شست و اورد و ............
دیدگاه ها (۰)

گوا خونی پارت 39جونگکوک رفت میوه هارو شست و اورد و نشت کنار ...

حمایت شه 🥺https://wisgoon.com/989032_army

حمایت بشه @luna_jk_tae97

گل خونی پارت 37+ تو قرار نیست تصمیم بگیری - ددی + بله  -  م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط