باید اعتراف کنم که؛

باید اعتراف کنم که؛

یک آرزو را با خود به گور می برم:
خیلی دلم می خواهد وقتی که از دنیا رفتم، هر ده سال یکبار، از میانِ مُرده ها بیرون بیایم، خودم را به یک کیوسک برسانم و با وجود تنفری که از رسانه های جمعی دارم، چند روزنامه بخرم.
این آخرین آرزوی من است؛ روزنامه ها را زیرِ بغل می زنم، بعد کورمال کورمال به قبرستان برمیگردم و از فجایعِ این جهان باخبر می شوم.
و سپس، با خاطری آسوده، در بسترِ امنِ گورِ خود دوباره به خواب می روم.
دیدگاه ها (۱)

باید اعتراف کنم که؛ یک آرزو را با خود به گور می برم:خیلی دلم...

باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می برم.خیلی دلم ...

باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می‌برم: خیلی دلم...

باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می‌برم:خیلی دلم ...

باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می‌برم :" خیلی د...

آخرین حسرتم این است که نمی‌دانم پس از من چه پیش می‌آید.دوراف...

من از دیرباز با اندیشه مرگ خو گرفته‌ام... مرگ بخشی از زندگی ...

اجتماعی ::زنگ انشاء...شلوارهای وصله دار بقلم رسول پرویزی ..ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط