باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می‌برم: خیلی

باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می‌برم: خیلی دلم می‌خواهد وقتی که از دنیا رفتم، هر ده سال یک‌بار، از میانِ مُرده‌ها بیرون بیایم، خودم را به یک کیوسک برسانم و با وجود تنفّری که از رسانه‌های جمعی دارم، چند روزنامه بخرم.
این آخرین آرزوی من است: روزنامه‌ها را زیرِ بغل می‌زنم، بعد کورمال‌ کورمال به قبرستان بر‌می‌گردم و از فجایعِ این جهان باخبر می‌شوم؛
و سپس، با خاطری آسوده، در بسترِ امنِ گورِ خود دوباره به خواب می‌روم.
لوئیس بونوئل
دیدگاه ها (۷۸)

باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می‌برم:خیلی دلم ...

باید اعتراف کنم که؛ یک آرزو را با خود به گور می برم:خیلی دلم...

باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می برم.خیلی دلم ...

باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می‌برم :" خیلی د...

باید اعتراف کنم که؛ یک آرزو را با خود به گور می برم:خیلی دلم...

آخرین حسرتم این است که نمی‌دانم پس از من چه پیش می‌آید.دوراف...

من از دیرباز با اندیشه مرگ خو گرفته‌ام... مرگ بخشی از زندگی ...

ᴘᴀʀᴛ15

اجتماعی ::زنگ انشاء...شلوارهای وصله دار بقلم رسول پرویزی ..ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط