آخرین حسرتم این است که نمی‌دانم پس از من چه پیش می‌آید.

آخرین حسرتم این است که نمی‌دانم پس از من چه پیش می‌آید.
دورافتادن از این دنیای پُرتلاطم مثلِ ناتمام‌ گذاشتنِ یک سریالِ پُرحادثه است.
گمان می‌کنم در گذشته که سیرِ تحوّلاتِ دنیا کُندتر بود، کُنجکاویِ مردم هم درباره‌ی دنیای بعد از مرگ‌شان کم‌تر بود.
باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می‌برم:
خیلی دلم می‌خواهد وقتی که از دنیا رفتم، هر ده سال یک‌بار، از میانِ مُرده‌ها بیرون بیایم، خودم را به یک کیوسک برسانم و با وجود تنفّری که از رسانه‌های جمعی دارم، چند روزنامه بخرم.
این آخرین آرزوی من است: روزنامه‌ها را زیرِ بغل می‌زنم، بعد کورمال‌ کورمال به قبرستان
بر‌می‌گردم و از فجایعِ این جهان باخبر می‌شوم؛
و سپس، با خاطری آسوده، در بسترِ امنِ گورِ خود دوباره به خواب می‌روم.

لوئیس بونوئل، با آخرین نفس‌هایم
دیدگاه ها (۳)

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می‌برم:خیلی دلم ...

باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می‌برم: خیلی دلم...

باید اعتراف کنم که؛ یک آرزو را با خود به گور می برم:خیلی دلم...

باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می برم.خیلی دلم ...

باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می‌برم :" خیلی د...

باید اعتراف کنم که؛ یک آرزو را با خود به گور می برم:خیلی دلم...

من از دیرباز با اندیشه مرگ خو گرفته‌ام... مرگ بخشی از زندگی ...

«به امید دیدار» خودم این سو و دلم جایی در این حوالی، روی دو...

رمان شینیگامی پارت سی و چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط