{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی شخصی می رود نزده همسایه ای

روزی شخصی می رود نزده همسایه ای
خود🚶
و دست می بره تو جیب
موبایل شو در میاره😌
یکباره همسایه میگه تو که😐
تلفن نداشتی اینه از کجا کدی🤔
صاحب موبایل پشت بندش بهش🤧
میگه از پشت خانه ای شما پیدا نمودم😕
آخه مرد حسابی زبونت رو
اژدها نیش بزنه🤷
یک مبارک باشد می گفتی چه می شد🤨
چشمانت بتلقه😵
دیدگاه ها (۰)

@weois عزیز لطفا کمتر پشت سر من گوه بخور تو خوب منو میش...نه...

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

میبخشی پارت ۵

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

{محکوم به لمس } part ۱۸ 杂交种 خدمتکاران بادیگارد ندیمه ها همه...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 21عمارت مینهو ـ ساعت ۸ شبلونا روی م...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

خاطرات ناتمامPart4حرفاشو با ملایمت و شمرده شمرده میزد.. جوری...

مافیای من

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط