{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقان ره به عشق می‌پویند

عاشقان ره به عشق می‌پویند
درس تنزیل عشق می‌گویند
از می عشق اگر چه بی‌خبرند
راه جانان به جان همی سپرند
از شراب الست مستانند
تا ابد جمله می پرستانند
از می شرق دوست مست شدند
همه در پای عشق پست شدند
خویشتن را ز دست از آن دادند
کاندر آن کوی رخت بنهادند
از می نیستی چو بی‌خبرند
راه عشقش بسر چگونه برند؟
عشق را رهگذر دل و جان است
اولش طعنه در دل و جان است
دلم این مستی از الست آورد
این طلب زان هوا به دست آورد
دوست آنجا نظر چو بر ما کرد
اثر آن ظهور پیدا کرد
این صفا زان نظر پدید آمد
عشق را آنجا مگر پدید آمد
آرزومند آن نظر ماییم
روز و شب اندرین تمناییم
شده در هر دلیش پیوندی
کرده در پای هر یکی بندی
دیدگاه ها (۰)

{ باند ویلن } بلاخره پیداش کرد! دستاش از خوشحالی میلرزید. ول...

پارت ۳۵ — «چیزی که قرار نبود اتفاق بیفتد»فردای آن روز، یورا ...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

P27(۳سال بعد)ا/ت مقابل آینه ایستاده بود،کت و شلوار زنانه سفی...

🍒🌱عاشقان ره به عشق می‌پوینددرس تنزیل عشق می‌گوینداز می عشق ا...

حکایت عاشقی که عیب چشم یار را پس از نقصان عشق دید بود مردی ش...

آن کس که از جانش گذشت اندر هوای او گذشت وان کس که از گل‌ها گ...

و به پایان راه، هر دو به هم می رسند !سینه کشان همچو موج،راهی...

هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راستما به فلک می‌رویم عزم تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط