{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زندگی از این همه تکرار خسته ام

از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرِ آسمانم و آزرده ی زمین
امشب برای هرچه و هر کار خسته ام

دل خسته سویِ خانه تنِ خسته می کشم
وایا... از این حصارِ دل آزار خسته ام

بیزارم از خموشیِ تقویمِ روی میز
از دنگ دنگِ ساعتِ دیوار خسته ام

از او که گفت: یارِ توام ولی نماند
از خود که زخم خورده ام از یار خسته ام

با خویش در ستیزم و از دوست در گریز
از حالِ من مپرس که بسیار خسته ام
دیدگاه ها (۵)

دلم وقتی که می‌گیرد تو می‌آیی به دیدارمبه من آهسته میگویی "ع...

آمدم در نگهت جان بسپارم ،که نشدبر لبت حادثه بوسه بکارم ، ک...

می‌خواهمت، می‌دانی اما باورت نیستفکری به جز نامهربانی در سرت...

بی تو دیگر نه جهان منظر زیبایی هستنه دگر هیچ مرا میل تماشایی...

شاعر: #محمد_علی_بهمنیاز زندگی از این همه تکرار خسته اماز های...

از زندگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار خ...

خسته دل

از زندگی، از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه بازار خ...

⤸ اَز زِندگی از این هَمه تکرار خسته‌‌ام ،از های و هوی کوچه و...

محمد علی بهمنی یه شعری داره وصف حالخیلیامونه، میگه:⤸ اَز زِن...

از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار ...

از زندگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار خ...

از زندگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط