{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زندگی، از این همه تکرار خسته ام

از زندگی، از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه بازار خسته ام

تن خسته سوی خانه دلِ خسته می کشم
وایا! از این حصار دل آزار خسته ام

دلگیرم از خموشیِ تقویم روی میز
از دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

از او که گفت "" یار توهستم "" ولی نبود
از خود که زخم خورده ام از یار خسته ام

با خویش در ستیزم و از دوست در گریز
از حال من مپرس که بسیار خسته ام

محمد علی بهمنی
دیدگاه ها (۱۰)

ای خدایی که به من نزدیکی:خبر از دلهره هایم داری ؟خبر از لرزش...

من زنده بودم اما ، انگار مرده بودم از بس که روزها را، با ش...

با پاىِ دل قدم زدن آن هم کنارِ تو باشد که خستگی بشود شرمسارِ...

!!!!!! خدایاااا !!!!!!! !!!!!!! من نمیگذ...

از زندگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار خ...

شاعر: #محمد_علی_بهمنیاز زندگی از این همه تکرار خسته اماز های...

از زندگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار خ...

خسته دل

از زندگی، از این همه تکرار خسته‌اماز های و هوی کوچه و بازار ...

از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار ...

از زنــدگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار...

از زندگی، از این همه تکرار خسته‌اماز های و هوی کوچه و بازار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط