{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو #

سناریو #

وقتی شب با دوستات میخوای بری جشن تولد ( 😇)

نامجون : باشه ولی یادت باشه لباس باز نپوشی ، با پسرا گرم نگیری ، زود برگردی ....( و هزار تا چیزه دیگه میگه )


جین : خوب منم میخواستم بهت پیشنهاد بدم با هم غذا درست کنیم (^_^)


جیهوپ : باشه عزیزم برو ولی زود برگرد ( شوهر نمونه 🤗)


شوگا : یا منم میام یا که هیچی دیگه جشن رو فراموش میکنی ( عجبا 🥲)


جیمین : ولی من دلم واسه موچیم تنگ میشه ، میشه نری؟ کیوت( اوخییییی)


تهیونگ : عا باشه تو برو ولی وقتی برگشتی مامانت میکنم (🙂)


جونگ کوک : نه اجازه نمیدم امشب قراره با هم شیر موز درست کنیم (*-*)


سیلام به شکلاتام میدونم فعالیت خیلی افت کرده ولی درک کنید واقعا وقت نمیکنم ، و میخوام یاد آوری کنم اینا تخیلی آرمی ها لطفا جدی نگرید ، یا گذارش ندید .
دوستون دارم بای بای
دیدگاه ها (۱)

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹²دوباره رفتم داخل و یونگی هم پشت...

پارت دویوری: چرا آخه ها چرااااااااا( داد و گریه )شبیوری: جون...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

فیک کوک فصل ²پارت ⁷ویو ا.ت داشتم برای آخرین بار لباسمو مرتب ...

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط