امشب ،اینجا میخام بنویسم ،نمیدونم ازچی وشاید از کی ...
امشب ،اینجا میخام بنویسم ،نمیدونم ازچی وشاید از کی ...
شاید دیگه ظرفیتم تکمیل شده و لبریز شدم ن از حرف!نه ،از سکوت های بیجا از کارهاے بی موقع وتصمیمایے ک شاید خیلی سنگین برام تموم شد..
"ظرفیت"هـــــــه کلمه اے ک خیلیا ب طعنه به من زدن..بگذریم
بعضی وقتا از درد بی کسی از درد تنهایی پناه میارے ب مجازی مثه من
تنها نیستما دوستای زیادی دارم و رفیقایے ک به پام موندن و ساختن،رفیقایی ک نفس کشیدنمو بهشون مدیونم اما..اما بازم یه جاهایی انقد کم میاری و میشکنی و میشکننت ک دردتم ب رفیقای چندین و چندسالتونم نمیتونین بزنین :)
میدونے همیشه آدمایی که دلمو شکستن ،خُردم کردن رو بخشیدم وسعی کردم فراموششون کنم ،اونا تقصیری ندارن گاهی واقعا مقصر تیکه های شکسته قلبت ک رو زمین جا موندن واقعنی خودتی،خودت..خودت ..خودت ،این رو بارها تکرار کن چون گاهی فقط وفقط توهم میزنی ک کسی ک عاشقانه دوستش داری اون هم تورو همون قدر دوست داره ،غافل ازاینکه دلش جایی دیگه ای گیر کرده و جایی تو زندگیش نداری فقط ی خیال محاله...وتو اینجاست ک دلت میشکنه...دیدے؟مقصر دل شکسته ات خودت هستی؟؟
واقعا نمیدونم امشب چی شده که اگر تا صبح بنویسم سبک نمیشم،یه چیزی،سمت چپم توی سینم ،سنگینی میکنه تحمل وزنش برام سخته،اینکع میزنه احساسش نمیکنم ولی اینو خوب احساس میکنم ک انقد فشار میاره ک راه نفس کشیدنمو تنگ کرده:)
خیلی حرف زدم ن؟؟ولی این یک هزارم حرفامم نبود ولی باید مینوشتم تا شاید دق نکنم:)
#دلنوشته
شاید دیگه ظرفیتم تکمیل شده و لبریز شدم ن از حرف!نه ،از سکوت های بیجا از کارهاے بی موقع وتصمیمایے ک شاید خیلی سنگین برام تموم شد..
"ظرفیت"هـــــــه کلمه اے ک خیلیا ب طعنه به من زدن..بگذریم
بعضی وقتا از درد بی کسی از درد تنهایی پناه میارے ب مجازی مثه من
تنها نیستما دوستای زیادی دارم و رفیقایے ک به پام موندن و ساختن،رفیقایی ک نفس کشیدنمو بهشون مدیونم اما..اما بازم یه جاهایی انقد کم میاری و میشکنی و میشکننت ک دردتم ب رفیقای چندین و چندسالتونم نمیتونین بزنین :)
میدونے همیشه آدمایی که دلمو شکستن ،خُردم کردن رو بخشیدم وسعی کردم فراموششون کنم ،اونا تقصیری ندارن گاهی واقعا مقصر تیکه های شکسته قلبت ک رو زمین جا موندن واقعنی خودتی،خودت..خودت ..خودت ،این رو بارها تکرار کن چون گاهی فقط وفقط توهم میزنی ک کسی ک عاشقانه دوستش داری اون هم تورو همون قدر دوست داره ،غافل ازاینکه دلش جایی دیگه ای گیر کرده و جایی تو زندگیش نداری فقط ی خیال محاله...وتو اینجاست ک دلت میشکنه...دیدے؟مقصر دل شکسته ات خودت هستی؟؟
واقعا نمیدونم امشب چی شده که اگر تا صبح بنویسم سبک نمیشم،یه چیزی،سمت چپم توی سینم ،سنگینی میکنه تحمل وزنش برام سخته،اینکع میزنه احساسش نمیکنم ولی اینو خوب احساس میکنم ک انقد فشار میاره ک راه نفس کشیدنمو تنگ کرده:)
خیلی حرف زدم ن؟؟ولی این یک هزارم حرفامم نبود ولی باید مینوشتم تا شاید دق نکنم:)
#دلنوشته
- ۲۲.۱k
- ۲۰ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط