{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

پس کوچه های قلب مرا جست و جو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت

تا از خیال گنگ رهایی، رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت

شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرحم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت

دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خو چه عاشقانه برونم کشید و رفت
دیدگاه ها (۲)

نمیبخشمت p.22

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفتدیوانه ای به دام جنونم کشید...

یک شب دل به مسلخ خونم کشیدورفتدیوانه ای به دارجنونم کشیدورفت...

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفتدیوانه ای به دام جنونم کشید...

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت دیوانه ای به دام جنونم کشی...

‌یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفتدیوانه ای به دام جنونم کشی...

یک شب ، دلی به مسلخ خونم کشید و #رفتدیوانه‌ای به دام جنونم ک...

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفتدیوانه ای به دام جنونم کشید...

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفتدیوانه ای به دام جنونم کشید...

#دل_نوشته🌼یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفتدیوانه ای به دام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط