{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم از این شَهر می رفتم

داشتم از این شَهر می رفتم
صدایَم کردی
جا ماندم
از کَشتی ای که رَفت و غَرق شد ..
البته ،
این فقط می تواند یک قصّه باشَد ..
در این شَهرِ دود و آهن ،
دریا کُجا بود
که من بخواهم سَوار کَشتی شَوم و
تو صِدایم کُنی ..
فقط می خواهَم بگویم ،
تو نِجاتم دادی
تا اسیرم کُنی ..


#رسول_یونان
دیدگاه ها (۱۶)

تقدیم زندگیم:💐🫂🧿🌐یک دم بیا فانوس شو، خورشید دنیایت شوم در کو...

فراتر از خویش

من وقتی مادر شدم، تازه فهمیدم مادرم برای ما چه کرد…تازه فهمی...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

اهنگ پست دوم جانگ کوکترجمه اهنگترجمه متن آهنگ بیا توی خیابون...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. هوسوک با کلافگی در پذیرایی قدم می...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت سوم :اما، همین که خضر علیه السلام...

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

پارت ۳ داشتم دور و بر رو نگاه می کردم که چشمم افتاد به همون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط