{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی فهمیدم

وقتی فهمیدم
شباهت عجیبی به عشق اولش دارم
غمی تمام چهره ام را سوزاند
چقدر بد است
سالها بی خبر
بخندی
ببوسی
ولی خودت نباشی
چقدر سخت است
هر روز
مرده ای را ببینی که بیشتر از تو زندگی کرده
چقدر غم انگیز است
همه ی عمرت را
میزبان کسی باشی که عشقت میهمان اوست
چقدر صورتم درد دارد
کاش میشد آدم یقه ی خودش را بگیرد.
دیدگاه ها (۳)

❤ وقتی فهمیدم شباهت عجیبی به عشق اولش دارمغمی تمام چهره ام ر...

وقتی فهمیدم شباهت عجیبی به عشق اولش دارمغمی تمام چهره ام را ...

وقتی فهمیدم شباهت عجیبی به عشق اولش دارمغمی تمام چهره ام را ...

عشق، اولین قربانیِ سفره‌های خالی است. در دنیایی که همه چیز ر...

ویدیو: رمان #playmateFIKE:"playmate همبازی"Chapel:جئون ات.کی...

𝓟𝓪𝓻𝓽 50 🥺🤍🖇️جانگکوک ویو پشتمو بهش کردم لبخند زدم چقدر بازیگ...

##فنجانی_چای_باخداقسمت بیست چهارمماتِ لبهایش بودم. انگار ناگ...

برای خریدن چند کتاب شعر به آن کتابفروشی رفته بودم که فروشنده...

برای خریدن چند کتاب شعر به آن کتابفروشی رفته بودم که فروشنده...

.برای خریدن چند کتاب شعر به آن کتابفروشی رفته بودم که فروشند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط