Dadash از چه رو بر بزرگ شدن اصرار داشتیم نمیدانم دنیای بزرگتر را نمیشناختم از دور به ظاهر جذاب بود دنیای تلخ بزرگترها نمیدانستم دنیای بزرگتر یعنی دغدغه های بزرگتر دنیای بزرگتر مساوی میشود با دردهای بی

Dadash
از چه رو بر بزرگ شدن اصرار داشتیم نمیدانم دنیای بزرگتر را نمیشناختم از دور به ظاهر جذاب بود دنیای تلخ بزرگترها
نمیدانستم دنیای بزرگتر یعنی دغدغه های بزرگتر دنیای بزرگتر مساوی میشود با دردهای بیشتر بزرگتر شدیم مشکلات هم به موازات ما قد ،کشیدن تا جایی که بزرگی آنها از تنگ دنیای کوچک کودکی ام
قامت ما فراتر رفت چه دنیای نامحتری است این دنیای بزرگسالی حال دلم تنگ شده است
دنیایی که هیچ قاعده و قانونی نداشت جز در لحظه زندگی کردن دل تنگ طعم شیرین لحظاتی خالی از دغدغه های بزرگسالی شیرین مثل خوردن یک بستنی دست در دست پدر و مادرم در راه شهر 😞
دیدگاه ها (۰)

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

برادر ناتنی

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

#حکایت_قدیمی حکایت مسافران دنیا در روز حسرتمیگویند در قدیم ک...

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

خسته از مرگ و زندگیّ و سکون

🖤 Part 1 ❤اوایل پاییز بود کنار پنجره نشسته و به منظره بیرون ...

#روزهای_بیقرار#عاشقانه #عاشقانه_ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌...

کعبه را گفتم تو از خاکی من از خاک چـرا بایـد به دور تو بگردم...

دلم دوباره یک شاعرانگی زیبا میخواهد؛بیخیال همه دنیا بنشینم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط