A Shadow Named You

A Shadow Named You
سایه‌ای به نام تو

P.26

(روایت از زبان ا.ت)


چند ثانیه توی چشم‌های هم خیره موندیم.

جونگ‌کوک دستش رو به سمت کیفم دراز کرد.

+ چیکار می‌کنی؟!

- گفتم بریم.

+ به کیفم دست نزن!

کیفم رو از دسترسش عقب کشیدم، اما اون با عصبانیت نفسش رو بیرون داد.

- داری صبرم رو تموم می‌کنی!

+ صبر تو؟! فکر کردی من اینجا دارم خوش می‌گذرونم؟!

نگاهش برای لحظه‌ای روی صورتم ثابت موند. بعد بدون اینکه جوابم رو بده، گوشی‌اش رو بیرون آورد.

- الو. ماشین رو بیار اینجا. همین الان.

با شنیدن حرفش، اخم کردم.

+ من باهات جایی نمیام!

تماس رو قطع کرد و گوشی رو توی جیبش گذاشت.

- این دیگه انتخاب تو نیست.

قلبم تندتر زد.

+ تو حق نداری برای من تصمیم بگیری!

این بار جواب نداد. فقط در ماشینش رو باز کرد و به سمتم برگشت.

- خودت راه می‌افتی یا باید بیشتر منتظرت بمونم؟

به چهره‌ی سردش نگاه کردم.

این دیگه اون مردی نبود که چند دقیقه پیش سعی می‌کرد آرومم کنه.

و چیزی بهم می‌گفت که بدترین بخش ماجرا هنوز شروع نشده.........
..
ادامه دارد...........

برای پارت بعدی
۴۰ لایک
۳۰ کامنت
۱۰ بازنشر
لایک پارت های قبلی بالای ۲۰ تا
کامنت بالای ۳
بازنشر بالای ۶
دیدگاه ها (۲۱)

پارت ۳۴

۳ پارتی

𓆩 پارت ۷۲ 𓆪 🖤ات چند قدم عقب رفت.ـ تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟!مر...

┄┉✿┉┄ ⇠ 🐰: خب، اینطوری روزهام رو می‌گذرونم... به لطف شما دار...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.57(روایت از زبان ا.ت)صب...

**پارت ۲۶**صدای چرخیدن کلید توی قفلِ سنگینِ در، مثل تیر توی ...

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

رمان هکر کوچولوی من پارت اول

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط