𓆩 پارت ۷۲ 𓆪 🖤

𓆩 پارت ۷۲ 𓆪 🖤

ات چند قدم عقب رفت.

ـ تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟!

مرد در ماشین رو باز کرد و گفت: ـ اگه می‌خوای حقیقت رو درباره جیمین بدونی، باید باهام بیای.

ات با تردید نگاهش کرد. ـ از کجا بدونم دروغ نمی‌گی؟

مرد گوشی‌اش رو بیرون آورد و عکسی نشونش داد.

ات با دیدن عکس، رنگش پرید.

ـ این... غیرممکنه!

همون لحظه صدای ترمز ماشینی بلند شد.

جیمین از ماشین پیاده شد و با دیدن ات کنار اون مرد، فریاد زد:

ـ ات! ازش فاصله بگیر! اون کسیه که می‌خواد نابودت کنه!

مرد خندید و اسلحه‌اش رو بیرون آورد.

ـ دیر رسیدی، پارک جیمین! 🖤
دیدگاه ها (۰)

🥀 ملکهٔ هفت گناه𓆩 پارت ۱: برخورد اتفاقی 𓆪✍🏻 Rose_Writerساعت ...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهــل‌ودوم 𓆪 🖤🥀مرد برای چند ثانیه هیچ نگفت...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ² 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۶ات با شنیدن حرف سامان، آرام به ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟓پارت 33 و 34 داخل هایلایته*صدای قدم‌ها...

چند پارتی تهیونگ

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟗ویو اِریامرد دستش رو داخل کت برد.اِریا...

چندپارتی یونگی

LESSON

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۰| بعد از اون مهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط