{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forbidden Weakness

Forbidden Weakness

ضعف ممنوعه

فصل دوم

p.57
(روایت از زبان ا.ت)

صبح زودتر از همیشه بیدار شدم.
هنوز چشمام کامل باز نشده بود که یاد قرار دیروزمون افتادم.

+امروز قراره بترکونیم! 😂

از اتاقم اومدم بیرون و دیدم جونگ‌کوک آماده‌ست.

-تو از الان انرژی داری؟

+معلومه! امروز روز خوش‌گذرونیه!

-باشه، پس بگو اول کجا بریم؟

چند ثانیه فکر کردم.

+اول بریم یه کافه، بعد خرید، بعد پارک... بعدشم هرچی دلمون خواست!

جونگ‌کوک خندید.

-برنامه‌ریزی‌ت خیلی حرفه‌ایه.

+ممنون، می‌دونم. 😌

رفتیم بیرون و اولین مقصد کافه بود.
من یه نوشیدنی گرفتم و جونگ‌کوک هم سفارش خودش رو.
همین که نشستیم، گوشیم رو گذاشتم روی میز.

+خب، یه قانون.

-چه قانونی؟

+امروز هیچ‌کدوممون درباره‌ی اتفاقات بد گذشته حرف نمی‌زنیم.

جونگ‌کوک چند لحظه نگام کرد.

-قبول.

+فقط خوش می‌گذره.

-فقط خوش می‌گذره.

بعد زدیم زیر خنده.
بعد از کافه رفتیم خرید و تقریباً جلوی هر مغازه‌ای یه چیزی پیدا می‌کردم که می‌خواستم بخرم.
جونگ‌کوک آخرش گفت:

-اگه همین‌طوری ادامه بدی، باید ماشین مخصوص خریدات بگیریم.

+خب تقصیر من نیست که همه‌چی قشنگه! 😂

بعد از خرید رفتیم پارک.
هوا عالی بود و باد خنکی می‌اومد.
روی نیمکت نشستیم و خوراکی‌هامون رو باز کردیم.

+می‌دونی؟

-چی؟

+فکر کنم مدت‌ها بود این‌قدر راحت خوش نگذشته بود.

جونگ‌کوک آروم گفت:

-منم همین حس رو دارم.

چند لحظه هر دومون ساکت شدیم.
بعد لبخند زدم.

+پس امروز رو خراب نکنیم.

جونگ‌کوک خندید.

-قول.

و روزمون هنوز تموم نشده بود..................
ادامه دارد...........
اینم از ۱۰ پارت برای اون جوجوم که همیشه کامنت ها رو می‌رسونه و ازم ۱۰ پارت خواسته بود. ♡♡
برای پارت بعدی
۴۵ لایک
۳۵ کامنت
۱۴ بازنشر
لایک پارت های جدید بالای ۳۰
کامنت بالای ۳
بازنشر بالای ۴
دیدگاه ها (۱۳)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.56(روایت از زبان جونگ‌ک...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.55(روایت از زبان ا.ت)یک...

همسایه من پارت 3 رفتی کوک رو صدا زدی ا/ت: کوک میای بریم بار ...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_26···کوک با شوق : " خانوم ا/ت همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط