{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی رویا می دهد عطر تنت

بوی رویا می دهد عطر تنت
این غزل، خوابیده در پیراهنت

تا کمی آرام باشد این غزل
می گذارد سر به روی دامنت

شعر من خسته است ، باور کن فقط
خستگی در می کند ، با دیدنت

شهر تاریک است، می گیرد فروغ
خانه ام از چشم های روشنت

مهر تو، سقفی است مثل آسمان
در پناه توست، حتی دشمنت ....
دیدگاه ها (۲)

خیس بارانم ولی, چیزی نمیخواهد دلمسردو لرزانم ولی, چیزی نمیخو...

غزل افتاده به جانم قلمم معجزه کندل بی تاب مرا اول شعرت بنویس...

تو در تقدیر من هستی و در جانیکجا ،کی، در کنار من تو می مانی...

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رسانی به یقینم ک...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

#درخواستی_سونگمینوقتی بدون اجازش رفتی بار.... نورهای نئونیِ ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط