ستاره ی من (پارت۶) (فالو:فالو)

داشتم قش میکردم که کامران امد کمکم کرد
داشتم از نگرانی میمردم
نمیدونستم چیکار کنم
کامران سوییچ ماشینشو برداشت و گفت سوار شیین میرسونمتون بیمارستان
سوار شدم و رفتیم بیمارستان
تا رسیدم مریم یکی از همکارامون پرید بغلم و گریه میکرد
مونده بودم یعنی من بهترین دوستمو از دست دادم
اون تنها کسی بود که همیشه به فکرم بود
بقیه زندگیم رو چیکار می کردم
یهو احساس کردم چشام بسته شد
وقتی بهوش اومدم شده بودم مثل جنازه ها بودم
دلم میخواست انقدر جیغ بزنم و گریه کنم تا صدام دیگه در نیاد
پارسا که حالش خیلی بد تر از من بود مات و مبهوت خیره شده بود به دیوار
رنگش شده بود مثل گچ
دلم براش میسوخت، پارسا و آرزو همو خیلی دوست داشتن اما الان آرزو...
پارسا نه چیزی میخورد نه حرفی میزد، هیچ کاری نمیکرد فقط یواش کم ی دونه دونه اشک میریخت
رفتم کنارش تا دلداریش بدم :
+میدونم چقد دوسش داشتی ولی الان دیگه نیستش، الان تو اون دنیا آرامش داره، فقط با هیچی نخوردن دارید خودتو اذیت میکنی (صدام میلرزید)
_من...م..منحتی وقتی که اونقدر فشار روش بود نتونستن کاری کنم (لرزان)
+منظورت از فشار چیه؟!
_به خاطر تلاقی مامان و باباش خیلی غمگین بود و به خودش فشار میاورد
یهو قلبم واستاد،باورم نمیشد داشت اونهمه فشار رو تحمل میکرد ولی حتی یه کلمه هم به من نگفته بود
دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم بلند زدم زیر گریه تا تونستم گریه کردم
من حتی موقعی که به من نیاز داشت نبودم
حالا دیگه هیچ فرصتی نداشتم و قلبم شکسته بود(ادامه داره ) کامت فراموش نشه
دیدگاه ها (۰)

I'm not jealous part 63صدای آشنایی نه چندان دور شنیدم؟نمیدون...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:26اون..اینجا چیکار داشت ...

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

*🐥: اینجا ساعت ۲:۴۰ بعدازظهره، اما به‌خاطر اختلاف ساعت و این...

پارت ۲ (سرنوشت) ویو ا/ت:خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خود...

رومان روز برفی (پارت6)از زبان ات الان یہ حس عجیب داشتم نمیدو...

چند پارتی (درخواستی)

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁹ویو تهیونگ که یهو صدایی از دور ...

پدر خوانده فصل دو

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط