{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Subject - روزی هزار بار با تو برخورد می‌کنم

Subject - روزی هزار بار با تو برخورد می‌کنم
و هربار، اسمم را کجا شنیده‌ای؟
و چقدر چهره‌ام برای تو آشناست!

تقصیر چشم‌های تو نیست
که در نقطه‌های کورِ خانه زندگی می‌کنم
و تکرار می‌شوم هر روز
شبیه عطر بهار نارنج، روی میز صبحانه
شبیه خطوط قهوه‌ای چای
ته فنجان‌ها
و شبیه زنی در آینه
که ابروهایش را بر می‌دارد و
فکر می‌کند دنیا
در چشم‌های تو تغییر خواهد کرد

تقصیر چشم‌های تو نیست
می‌دانم
این خانه، تاریک‌تر از آن‌ست
که چهره‌ام را به خاطر بسپاری
و ببینی چگونه بوی مرگ از انگشت‌هایم چکه می‌کند
هربار که نمی‌پرسی شعر تازه چه دارم

حق با توست
پوشیدن پیراهن حریر
و آویختن گوشواره‌های مروارید
حس شاعرانه نمی‌خواهد
و می‌شود آنقدر به نقطه‌های کور زندگی عادت کرد
که با عصای سپید، کنار هم راه برویم
و با خطوط بریل
با هم حرف بزنیم.

از مجموعه ی صدایم را از پرنده‌های مرده پس بگیر
دیدگاه ها (۹)

🖤 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌«تو را دوست دارم...»نه شبیه باران،که آرام می‌بارد و...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

.من هربار توی چشم‌هایتان از توی این فیلم‌ها خیره می‌شوم بچه‌...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

🔹️بي حجابي، چشم چراني را به دنبال دارد و چشم چراني مقايسه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط