پارت هفتممم
بالاخره بعد سالهاااا پارت گوذاشتوم🤡🗿
یچی بگم که کادو و لباسشو تو اسلایدهای بعد گوذاشتم
اسلاید اول کادو نیرئی
اس دوم واسه سئو
اس سوم واسه ساکورا
اس آخر هم لباسشه
پارت هفتم
فلش بک به خونه هیتسوری ساعت۶:
صبح اون روز هیتسوری خوشحال بود چون میتونست تولد امسالشو که فردا تولدش بود مهمونی بگیره و دوستاشو دعوت کنه.لباسای مدرسه رو پوشیدند رفت.
فلش به کلاس ساعت۶:۱۵:
+ساکورا _نیرئی ×سئو
_اوه فردا تولد هیتسوری چانه
×واو پس باید براش هدیه بگیریم
+اوهم
_راستی ساکورا میخوای براش چی بخری
+فکرشو نکردم
×من یه ایده دارم
_بگو سئو سان
×در نظر من چون اون دختره باید اکسسوری داشته باشه پس من به ساکورا پیشنهاد میدم یه اکسسوری خیلی خوشگل براش میخره مطمئنم حیلی خوشحال میشه
+واو فکر خیلی خوبیه
_پس امشب بریم خرید
یهو هیتسوری وارد کلاس شدو بهشون سلام کردو به کارت به هرکدوم دادو گفت:
+هیتسوری ×سئو _ساکورا/نیرئی
+بفرمایید بچها حتما بیاین خوشحال میشم
×حتما هیتسوری چان
/حتما
_باشه میایم
+پس خیالم راحت شد
ویو ساکورا:
اوه منم به تولدش دعوت کرده یعنی باید چی بپوشم چی بخرم براش،ولی ایده سئو سان خیلی خوب بود همینو اینجام میدم
مدرسه تموم شد
سئو/ نیرئی× ساکورا+
/خب بچها کجا بریم
×آها من تا یادم نرفته میخوام برا هیتسوری چان یه جفت کفش بخرم
/واو
×آره امید وارم خوشش بیاید
+تو میخوای چی بخری سئو
/ممم من تو فکرم لوازم آرایشی
×و+ چیییی
/خب آره،از اون نوع غلیظش نه یه پک کوچیک بهتون نشون میدم
×اوک،اوه ساکورا تو چی میخوای بخری
+ایده سئو خیلی خوب همونو
×خب خیلی خوبه
+اما نمیشناسم کجاست
/ما کمکت میکنیم
×اوه بچها همین کفشو میخواستم
+سایز پاشو؟
×اون موقعی که تازه دیدمش ازش پرسیدم
/اوووو پس خوبه
+خیلی قشنگن
×آره فکر نمی کردم اینجا باشه
/خیلی خوبه همینو بخر
بعد از حساب کردن کفش:
/خب وایسا ببینم مغازه ای چیزی میبینم ...
+ممم نیست
/عه لوازم آرایشی
+مگه اکسسوری نمیخواستیم اول بخریم
/حالا اینجاییم دیگه
×بریم تو
/اینا خوبن
+آره خوبن
×فقط کجا میخوای بزاریشون
/فکر اینام کردم. تو این جعبه
×اوه از این جعبه ها ،خیلی خوشگلن
+ممم قشنگه
بعد از درو مدن از مغازه:
+حالا بریم اکسسوری بخریم
/بریم
مغازه اولی:
/اینا چطورن؟
+نه اصلا خیلی زشت سادن
مغازه دومی:
×این چی؟
+خیلی پرزرق برقه خوشش نمیاد
و...
شب شده بودو هوا تاریک و بچها به آخرین مغازه رسیدن:
+وایسین
/چیشد
+این
/چی
+این خیلی قشنگه
/وایسا ببینیم
×آره خیلی خوبه
+بخرمش؟
×ببین نخری خودم میکشمت
+اوه باشه باشه از اولم میخواستم بخرمش
ویو ساکورا:
خیلی قشنگه امیدوارم خوشش بیاد حتما بهش میاد یه ست کیوت و خوشگل.از اول که دیدم جذبش شدم و بعد الان باید بخرمش.
فروشنده_ ساکورا + سئو× نیرئی/
_ اوه چه سلیقه خوبی
+خیلی ممنون
_اکثرا پسرا میان اینجا و برای دوست دختراشون هدیه میخرن منم میدونم تو دلت چیه حتما دختره خوشحال میشه
+نه اصلا اینطوری نیست(با سرخی زیاد) ولی خب شاید
/ساکورا سان استرس نداشته باش تا فردا وقت داری
+آخه
×آخه نداره شجاع باش پسر.
+بچها
×و/ هوم
+براش دسته گل هم بگیرم؟
/خودت میدونی
+خب باشه
فلش بک به خونه هیتسوری :
ویو هیتسوری:
خونه رو آماده کردم برا فردا!خدارو شکر روز تعطیلیه .وایسا ببینم چی بپوشیم!؟
تو کمد یه لباس مجلسی خوشگل هست که رنگش کرمی مایل به پرتقالی (ترکیبوو برممم😂) اون خیلی بهم میاد.یه کفش سفید ،موهاشم کردی میکنم خوبه.
بعد از تموم شدن کارای خونه و انتخاب لباس هیتسوری به فکر رفت:
چند روزه یه احساس عجیب به یکی از بچه ها دارم یعنی اون کیه،وقتی میرم کلاس این اتفاق میوفته یعنی کیه کاش بدونم .این احساس فرا تر از یه دوسته و شایدم عشق باشه که حتما هست ولی ...
که یهو گوشی هیتسوری پیام اومد
ساوکورا هاروکا:
_سلام هیستوری چان حالت خوبه ببخشید مزاحم شدم
+اوه سلام ساکورا سان ممنون تو چطوری؟
_خیلی ممنون،راستی وقت داری بیای بیرون؟
+خب آره کجا
_پارک فلان (انتظار داشتی چی بگم🤡)
+اوکی
پایان پارت⁷
یچی بگم که کادو و لباسشو تو اسلایدهای بعد گوذاشتم
اسلاید اول کادو نیرئی
اس دوم واسه سئو
اس سوم واسه ساکورا
اس آخر هم لباسشه
پارت هفتم
فلش بک به خونه هیتسوری ساعت۶:
صبح اون روز هیتسوری خوشحال بود چون میتونست تولد امسالشو که فردا تولدش بود مهمونی بگیره و دوستاشو دعوت کنه.لباسای مدرسه رو پوشیدند رفت.
فلش به کلاس ساعت۶:۱۵:
+ساکورا _نیرئی ×سئو
_اوه فردا تولد هیتسوری چانه
×واو پس باید براش هدیه بگیریم
+اوهم
_راستی ساکورا میخوای براش چی بخری
+فکرشو نکردم
×من یه ایده دارم
_بگو سئو سان
×در نظر من چون اون دختره باید اکسسوری داشته باشه پس من به ساکورا پیشنهاد میدم یه اکسسوری خیلی خوشگل براش میخره مطمئنم حیلی خوشحال میشه
+واو فکر خیلی خوبیه
_پس امشب بریم خرید
یهو هیتسوری وارد کلاس شدو بهشون سلام کردو به کارت به هرکدوم دادو گفت:
+هیتسوری ×سئو _ساکورا/نیرئی
+بفرمایید بچها حتما بیاین خوشحال میشم
×حتما هیتسوری چان
/حتما
_باشه میایم
+پس خیالم راحت شد
ویو ساکورا:
اوه منم به تولدش دعوت کرده یعنی باید چی بپوشم چی بخرم براش،ولی ایده سئو سان خیلی خوب بود همینو اینجام میدم
مدرسه تموم شد
سئو/ نیرئی× ساکورا+
/خب بچها کجا بریم
×آها من تا یادم نرفته میخوام برا هیتسوری چان یه جفت کفش بخرم
/واو
×آره امید وارم خوشش بیاید
+تو میخوای چی بخری سئو
/ممم من تو فکرم لوازم آرایشی
×و+ چیییی
/خب آره،از اون نوع غلیظش نه یه پک کوچیک بهتون نشون میدم
×اوک،اوه ساکورا تو چی میخوای بخری
+ایده سئو خیلی خوب همونو
×خب خیلی خوبه
+اما نمیشناسم کجاست
/ما کمکت میکنیم
×اوه بچها همین کفشو میخواستم
+سایز پاشو؟
×اون موقعی که تازه دیدمش ازش پرسیدم
/اوووو پس خوبه
+خیلی قشنگن
×آره فکر نمی کردم اینجا باشه
/خیلی خوبه همینو بخر
بعد از حساب کردن کفش:
/خب وایسا ببینم مغازه ای چیزی میبینم ...
+ممم نیست
/عه لوازم آرایشی
+مگه اکسسوری نمیخواستیم اول بخریم
/حالا اینجاییم دیگه
×بریم تو
/اینا خوبن
+آره خوبن
×فقط کجا میخوای بزاریشون
/فکر اینام کردم. تو این جعبه
×اوه از این جعبه ها ،خیلی خوشگلن
+ممم قشنگه
بعد از درو مدن از مغازه:
+حالا بریم اکسسوری بخریم
/بریم
مغازه اولی:
/اینا چطورن؟
+نه اصلا خیلی زشت سادن
مغازه دومی:
×این چی؟
+خیلی پرزرق برقه خوشش نمیاد
و...
شب شده بودو هوا تاریک و بچها به آخرین مغازه رسیدن:
+وایسین
/چیشد
+این
/چی
+این خیلی قشنگه
/وایسا ببینیم
×آره خیلی خوبه
+بخرمش؟
×ببین نخری خودم میکشمت
+اوه باشه باشه از اولم میخواستم بخرمش
ویو ساکورا:
خیلی قشنگه امیدوارم خوشش بیاد حتما بهش میاد یه ست کیوت و خوشگل.از اول که دیدم جذبش شدم و بعد الان باید بخرمش.
فروشنده_ ساکورا + سئو× نیرئی/
_ اوه چه سلیقه خوبی
+خیلی ممنون
_اکثرا پسرا میان اینجا و برای دوست دختراشون هدیه میخرن منم میدونم تو دلت چیه حتما دختره خوشحال میشه
+نه اصلا اینطوری نیست(با سرخی زیاد) ولی خب شاید
/ساکورا سان استرس نداشته باش تا فردا وقت داری
+آخه
×آخه نداره شجاع باش پسر.
+بچها
×و/ هوم
+براش دسته گل هم بگیرم؟
/خودت میدونی
+خب باشه
فلش بک به خونه هیتسوری :
ویو هیتسوری:
خونه رو آماده کردم برا فردا!خدارو شکر روز تعطیلیه .وایسا ببینم چی بپوشیم!؟
تو کمد یه لباس مجلسی خوشگل هست که رنگش کرمی مایل به پرتقالی (ترکیبوو برممم😂) اون خیلی بهم میاد.یه کفش سفید ،موهاشم کردی میکنم خوبه.
بعد از تموم شدن کارای خونه و انتخاب لباس هیتسوری به فکر رفت:
چند روزه یه احساس عجیب به یکی از بچه ها دارم یعنی اون کیه،وقتی میرم کلاس این اتفاق میوفته یعنی کیه کاش بدونم .این احساس فرا تر از یه دوسته و شایدم عشق باشه که حتما هست ولی ...
که یهو گوشی هیتسوری پیام اومد
ساوکورا هاروکا:
_سلام هیستوری چان حالت خوبه ببخشید مزاحم شدم
+اوه سلام ساکورا سان ممنون تو چطوری؟
_خیلی ممنون،راستی وقت داری بیای بیرون؟
+خب آره کجا
_پارک فلان (انتظار داشتی چی بگم🤡)
+اوکی
پایان پارت⁷
- ۱۹.۵k
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط