{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۱

پارت ۱۱
«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»
«منم همین طور کوک»
«اومم...خوشمزه‌ست»
«اره همین طوره جیم»
«ببینم هفته دیگه قرار داری کوک؟»
«اره»
جیمین با لحن منحرفانه‌ای گفت«خودت و خودش»
تن‌ صدام بالا رفت با خنده گفتم
«عههههه‌....جیمیننننن»
«باشه بابا توعم»
«اون موقع تو میخوای چکار کنی؟»
«نمیدونم خیلی وقته کلوپ نرفتم....شاید رفتم کلوپ»
«خوبه»
«اومم»
(یک‌هفته‌بعد)
«جیمین این لباس تماما توره مطمئنی میخوای این‌جوری بری کلوپ؟»
«اره مطمئنم...ولی واسه تو جونگ‌کوک این استایلی زدی خیلی بهت میاد»
«مرسی جیمین....اگر من ترو نداشتم چکار میکردم»
«خب دیگه جونگ‌کوک....ساعت ⁴:³² عصر هست دیگه باید بری سر قرار»
«اخخخ گفتییی‌....من دیگه برم....مراقب خودت باش»
«همچنین»
دیدگاه ها (۲)

27part _چند روز بعد_لارا با سرعت پله‌های عمارت رو دوید و وار...

You are paying back karma پارت³¹¹¹:³⁰«ویو جیمین» از خواب با ...

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 8 و اخرات: جونگ کوک من تو رو میخوام ...

شب تولدم فصل 3پارت 7ویو سر میز&،~،#: #: هی تو مشکلت با ات ...

سناریوموقعیت: وقتی میخوری زمین و بهشون نگاه میکنی که نخندن. ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط