THE DARK SHADOWS
PART 3
نویسنده: خب کارینا از هواپیما خارج شد و چمدونشو گرفت تاکسی گرفت و رفت پیش اجوشی لی(کسی که خونرو تحویل میده)
karina: خیلی ممنون اجوشی لی
Lee: خواهش میکنم دخترم. گفته بودی یه اپارتمان که نزدیک کمپانی هایب باشه و تمیز بزرگ باشه
karina: اره خیلی ممنون خیلی هم زیباست
Lee: خوبه که دوست داری خب دیگه من کلی کار سرم ریخته باید برم فعلا
karina:خداحافظ خب حالا بریم برا خونه خرید کنیم شنیدم یه پاساژ معروفی هست برم اونجا
نویسنده: خب این پاساژی که کارینا میخواد بره برای جناب جئون هست که کارینا خبر نداره ولی شنیده معروفه
فلش بک تو پاساژ:
karina: خب این مبله خوشگله ببخشید خانم میشه بی زحمت این مبل رو به ادرسی که میگم بفرستید
miss: حتما
karina: ممنونم
نویسنده: کارینا کل وسایلشو گرفته آوردن خونش براش چیدن(عکسشو میزارم)
karina: واییییی چقدر خوشگل شدههههههههه🛐😊😆
نویسنده: خیلی خب این هم از پارت 3 امید وارم خوشتون بیاد🍷
نویسنده: خب کارینا از هواپیما خارج شد و چمدونشو گرفت تاکسی گرفت و رفت پیش اجوشی لی(کسی که خونرو تحویل میده)
karina: خیلی ممنون اجوشی لی
Lee: خواهش میکنم دخترم. گفته بودی یه اپارتمان که نزدیک کمپانی هایب باشه و تمیز بزرگ باشه
karina: اره خیلی ممنون خیلی هم زیباست
Lee: خوبه که دوست داری خب دیگه من کلی کار سرم ریخته باید برم فعلا
karina:خداحافظ خب حالا بریم برا خونه خرید کنیم شنیدم یه پاساژ معروفی هست برم اونجا
نویسنده: خب این پاساژی که کارینا میخواد بره برای جناب جئون هست که کارینا خبر نداره ولی شنیده معروفه
فلش بک تو پاساژ:
karina: خب این مبله خوشگله ببخشید خانم میشه بی زحمت این مبل رو به ادرسی که میگم بفرستید
miss: حتما
karina: ممنونم
نویسنده: کارینا کل وسایلشو گرفته آوردن خونش براش چیدن(عکسشو میزارم)
karina: واییییی چقدر خوشگل شدههههههههه🛐😊😆
نویسنده: خیلی خب این هم از پارت 3 امید وارم خوشتون بیاد🍷
- ۶۳۷
- ۰۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط