killer bunny

PART: 14
از زبان ا.ت
ا.ت : ولی..یونگی..
یونگی : جانم
ا.ت : میشه بیای خونم؟
یونگی : نمیتونم
ا.ت : چرا
یونگی : همه گربه هایی ک اینجا میبینی قربانی اون دختر پچن..منم جزشونم...و موقعی میتونم از جنگل بیرون برم وقتی ک ماسکش رو صورت کسی باشه
ا.ت : پس ممکنه این فسقلی هم یه روح باشه
یونگی : اوهوم...و وقتی ماسک کوک کامل نابود بشه روحش ازاد میشه
ا.ت : ک اینطور
یونگی : ا.ت
ا.ت : جانم
یونگی : یه روز جیمین و پسرارو بیار اینجا...دلم واسشون تنگ شده
ا.ت : باشه..من دیگه میرم کوک تو خونم تنهاس ببینم چکار میتونم انجام بدم
از جنگل رفتم بیرون داشتم میرفتم سمت خونه ک تهیونگ بهم زنگ زد
جواب دادم
ات : الو؟
تهیونگ : ا.ت..نیا خونه
ا.ت : چرا؟
تهیونگ : کوک کنترلشو از دس داد...
ا.ت : مگه تو خونه ای
تهیونگ : اره ولی ازش قایم شدیم..فقد..صدا داد جیمین میاد

شوکه شدم...قطع کردم و رفتم خونه...درو باز کردم رفتم داخل خونه چراغا خاموش بود روشنشون کردم و یه صدای داد جیمین رو از اشپز خونه شنیدم رفتم تو اشپزخونه کوک داشت با چاقو بدن جیمین رو زخمی میکرد
ا.ت : کوک نکننن
برگشت و ترسناک بهم نگا میکرد و رو صورتش ترک برمیداشت و میخندید
کمک : دلم واست تنگ شده بود..قلبتو بهم میدی؟
ا.ت : ک..کوک
تهیونگ : ا.ت گفتم نیا
ا.ت : پسرا...فرار کنین..
تهیونگ نگران بهم نگا میکرد
ا.ت : خواهش میکنم
تهیونگ ب جیمین کمک کرد بلند شه و از خونه رفتن بیرون...که...کوک رف دنبالشون...رفتم پشتش..کوک اصن مث قبل نیس...انگار..داشت قوی تر میشد...داشتن سمت جنگل میرفتن

پایان پارت 15
حس میکنم این پارت یکم گوه شد 😐💨
دیدگاه ها (۳)

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

سرنوشت پارت (۱۲)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تکپارتی جونگ کوک

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

My Boy❄

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط