{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 30دلبر نازم

پارت 30دلبر نازم

میخواستم برم سر کلاس یک دفعه نیکا بهم زنگ زد
گفتم الو

دیانا.... سلام خوبی نیکا

نیکا.... سلام دیانا خوبی
امروز دیانا نمیتونم بیام سر کلاس

دیانا.... برای چی

نیکا.... سرما خوردم بد جور به استاد میگی لطفا

دیانا.... باشه عشقم

نیکا ..... فعلا کاری نداری عشقم

دیانا ...... نه برو دست خدا بای

رفتم توی کلاس

به استاد گفتم که نیکا امروز نمیاد

استاد گفت

استاد.... اشکالی نداره عزیزم

برو بشین

دیانا....چشم استاد💙

رفتم نشستم
دیدگاه ها (۰)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:4ویو «سلین»که مدیر گفت :-بفرمایید...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

فیک تهیونگ

سناریو در خواستیییی چیفویو

رمان هکر کوچولوی من پارت اول

From hate to lovePart::1علامت ارتمیس _علامت جونگ کوک +«ویو ا...

رمان

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۷✦رستوران ویو ات ویوبا اعضا داشتیم شام میخوردیم که یهو ...

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط