{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر بودن! حتی کلمه اش هم مرا یاد مسئولیت سنگینش می انداز

دختر بودن! حتی کلمه اش هم مرا یاد مسئولیت سنگینش می اندازد. ب راستی ک دختر بودن سخت است. دختر ک باشی ت تنها فرد خانواده هستی ک مامان باهات درد ودل میکنه. و ت تنها کسی هستی ک با دل وجان گوش میدهی و غم خوار مادر میشی. و از آن موقع است ک تو با اشک های مادر آرامتر میگریی. بخشی از مشکلاتش، مشکلات توام میشه و از اونجاست ک باید بیشتر هوای مادرت را داشته باشی. و بعد از آن چون وقت بیشتری را در خانه سپری میکنی فقط تو هستی ک شاهد سپیدی موی پدرت هستی. شاهد خستگیاش، تو فکر فرو رفتناش، دم برنزدناش میشی. دوست داداش ک نباشی ولی همیشه پشتش هستی و طرف دار دو آتیشش ت خونه. دختر ک باشی میشی همدم خواهرت. تو سختیا ی چشم اون اشکه و دو چشم تو خون.و با ی دردش صدتا درد بهت اضافه میشه و تو دم نمیزنی. دختر ک باشی مسئولیت خونه میفته گردنت و این توقع درست بعداز اتمام خاله بازی های بچگیمان شروع میشود ک بازی، بازی تبدیل ب واقعیت میشن. دختر ک باشی تنها و اولین نفر هستی ک کوتاه میای، قانع میشی، خواسته هاتو گلچین میکنی، نق نمیزنی و گله نمیکنی. و حتی حقیم برا شکایت کردن نداری. چون غرور داری، انصاف داری و درک. چون شرم داری از چروک های رو صورت پدرو پا درد های مادر. دختر ک باشی فقط توئی اشک ریز شبانه ی خانواده. کی گفته دغدغه دخترا سِت نبودن رژلبشون با رنگ لاکشونه!؟ دخترا فقط با شیطنتاشون، خنده هاشون، سِتاشون، عروسکاشون. فقط حال خودشونو خوب جلوه میدن برای خراب نشدن حال عزیزاشون. درسته دختر ک باشی لوس بابا میشی، مادر همه عروسکای یتیم میشی، دوست خیلیا میشی و عاشق پاستیل و لواشک میشی. ولی حال دخترا رو نمیشه از چهرشون فهمید. اون نگاهشه ک دنیا حرف داره‌. حال دخترو از بالشت خیس شده از اشکاش ، از هق هق های نیمه شبیش ، از دردو دلای سحری با خداش،‌ از بغصای یواشکی تو تنهایاش میشه فهمید. من نمیگم مرد بودن کار ساده ایست! فقط قبول کنیم دختر بودن کار سختیست...:)
دیدگاه ها (۵)

تولدت مبارک جونگکوکی ❤امروز روزیه ک تو ب دنیا اومدی و دلیل خ...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو واکاسا پارت اخر

دو پارتی پارت آخر

آتیشی که از بارون شروع شد part 49ویوی جونگکوکضبط صوت رو بررس...

محو زیبایی او پارت ۳۴ویو ته یونگ توی ماشین بابام بودن صندلی ...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط