{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لایک نمیخوام

لایک نمیخوام
فقط داستان رو با تأمل بخون



تیر61 بود
همه بچه ها روزه بودند
۴۸ساعت بود که غیر از آب قمقمه ها چیزی نخورده بودند
برای۱۵۰ نفر فقط یک جعبه خرما رسید
فرمانده، خرما را داد تا هر کس که گرسنه است بخورد
نفر آخر جعبه را دست نخورده برگرداند
دیدگاه ها (۴)

𓆩♡𓆪 «و این‌گونه، داستان ما به فصلِ هزارم رسید…» 𓆩♡𓆪گاهی بعضی...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۰ ویو راوی تهیونگ...

My Arirang Part 4

مربی موتور سوار

برده عمارت جئون

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPART 2,1__صدای شلیک__س...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱$ویوکایراامروز باصدایی مامانم...

«the price of love»«پارت 1 » «شوم»«ساعت:3:3...

I can be myself with himPart¹⁰¹هنوز شروع نکرده بودیم،که تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط