{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

the missing link

the missing link
part ²³






جونگکوک :خفه شو تهو اصلا حوصله ات رو ندارم ،اون فقط یه آدم ساده است مثل بقیه


تهو :باشه باشه ، به هرحال از این دخترای خوشگل کم پیدا میشه


جیهو :تو چهرش رو کجا دیدی



تهو :وقتی داشتم دوربین ها رو ریست میکردم



جونگکوک :بسه دیگه گمشید سر کارتون



ویو عمارت ،سوهی:


سوهی:از ساعت ۱ دوساعتی میشه که گذشته ،من واقعا گرسنه ام .
اما نمیتونستم با خیال راحت و جوری که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده برم ناهار بخورم کسی حق نداره منو اینشکلی زندانی کنه، احتمالا نارا به زودی با خبر شه تنها امیدم همینه .


روی تخت دراز کشیدم و رو به سقف منتظر آخر هفته بودم . پنجشنبه بود. به طور علمی دو روز دیگه بدون غذا و آب دووم می‌آوردم


سوهی:بهتره از این فرصت استفاده کنم و عمارت رو بهتر بشناسم


صبح از هر خدمتکاری سوال می پرسیدم هه بدون استثنا با بی‌اعتنایی و انگار نه انگار که باهاشون حرف زدم از کنارم مثل ربات رد میشدن .
تنها کسی که جوابم رو داد خانم سو بود اونم میگفت فقط اگه درباره قوانین یا مسیر اتاق سوال دارم ازش بپرسم . درکل فهمیدم اینجا آبی از هیچ کس گرم نمیشه


از روی تخت بلند شدم و در رو باز کردم


توی این راه رو ۶ تا در وجود داشت یکی از در ها آخر راه رو بود . به نظر می‌رسید اتاق ته راه رو از همه بزرگتر باشه خواستم بازشون کنم ولی همشون قفل بود



چشمم خورد به پله ها که فرشی با رنگ قرمز شرابی تضاد جالبی با سرامیک های سفید ایجاد کرده بود


آروم از پله ها بالا رفتم و دوتا در مشکی رنگ توجهم رو حسابی جلب کرد

کاملا میدونستم ورود به این اتاق ها ممنوعه و اگه جلو تر برم خودم رو توی دردسر می‌اندازم ولی این حس کنجکاوی لعنتیم نمیذاشت از دردسر دور بمونم ...





ادامه دارد.....

شرط کوچولو
لایک¹⁵






#فیک
#فیکشن
#bts
#بی_تی_اس
#حمایت
دیدگاه ها (۰)

the missing link part²²جونگکوک : بسته ها سالمن ؟چیزیش دست پل...

the missing link part²¹خانم سو:در آخر اگه جونتو دوست داری سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط