{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب را نوشیده ام

شب را نوشیده ام
و بر این شاخه های شکسته
می گریم.
مرا تنها گذار
ای چشم تب دار سرگردان!
مرا با رنج بودن تنها گذار.

مگذار خواب وجودم را پرپر کنم.
مگذار از بالش تاریک تنهایی
سر بردارم
و به دامن بی تار و پود رویاها بیاویزم

سپیدی های فریب
روی ستون های بی سایه
رجز می خوانند.
طلسم شکسته خوابم را بنگر
بیهوده به زنجیر مروارید چشمم آویخته.
او را بگو
تپش جهنمی مست!
او را بگو:
نسیم سیاه چشمانت را
نوشیده ام.
نوشیده ام که پیوسته بی آرامم.
جهنم سرگردان!
مرا تنها گذار!

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۵)

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را می جویمت چنانکه لب تشنه آب ...

♨ ️ @shahryar_orgکس نیست در این گوشه فراموشتر از منوز گوشه ن...

چه کسی گفته که درد من وتو مشترک است هرکجا می نگرم پر ز ریا و...

روزگارم این استدلخوشم با غزلیتکه نانیآبیجمله ی کو تاهی یا به...

✍نام شعر=جهنم سرگردانشب را نوشیده امو بر این شاخه های شکسته ...

شب را نوشیده امو بر این شاخه های شکسته می گریم...مرا تنها گذ...

شب را نوشیده امو بر این شاخه های شکسته می گریم.مرا تنها گذار...

شب را نوشیده امو بر این شاخه های شکسته می گریم.مرا تنها گذار...

شب را نوشیده امو بر این شاخه های شکسته می گریم.مرا تنها گذار...

شب را نوشیده‌امو بر این شاخه‌های شکسته می‌گریممرا تنها گذارا...

شب را نوشیده‌امو بر این شاخه‌های شکسته می‌گریممرا تنها گذارا...

شب را نوشیده ام و بر این شاخه های شکسته می گریم‌. مرا تنها گ...

شب را نوشیده امو بر این شاخه های شکسته می گریم.مرا تنها گذار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط