{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از اين بگذار قلب بي‌قراري بشكند

بعد از اين بگذار قلب بي‌قراري بشكند
گل نمي‌رويد، چه غم گر شاخساري بشكند

بايد اين آيينه را برق نگاهي مي‌شكست
پيش از آن ساعت كه از بار غباري بشكند

گر بخواهم گل برويد بعد از اين از سينه‌ام
صبر بايد كرد تا سنگ مزاري بشكند

شانه‌هايم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
تخته‌سنگي زير پاي آبشاري بشكند

كاروان غنچه‌هاي سرخ، روزي مي‌رسد
قيمت لبهاي سرخت روزگاري بشكند
دیدگاه ها (۱)

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند گل نمی‌روید، چه غم گر شا...

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکندگل نمی‌روید،چه غم گر شاخس...

بعد از این بگذار قلب بیقراری بشکند گل نمی روید ، چه غم گر شا...

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکندگل نمی‌روید، چه غم گر شاخ...

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند گل نمی‌روید، چه غم گر شا...

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند گل نمی‌روید، چه غم گر شا...

گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه‌امصبر باید کرد تا سنگ ...

شانه هایم تاب زلفت را ندارد پس مخواهتخته سنگی زیر پای آبشاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط