{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند
گل نمی‌روید، چه غم گر شاخساری بشکند
باید این آیینه را برق نگاهی می‌شکست
پیش از آن ساعت که از بار غباری بشکند
گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه‌ام
صبر باید کرد تا سنگ مزاری بشکند
شانه‌هایم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
تخته‌سنگی زیر پای آبشاری بشکند
کاروان غنچه‌های سرخ، روزی می‌رسد
قیمت لب‌های سرخت روزگاری بشکند
دیدگاه ها (۱۷)

حماسی

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت چهارم: سایه‌های سرد در آکادم...

KIM V

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند گل نمی‌روید، چه غم گر شا...

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند گل نمی‌روید، چه غم گر شا...

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند گل نمی‌روید، چه غم گر شا...

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکندگل نمی‌روید،چه غم گر شاخس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط